جنوب ايتاليا بوده كه در نيمهٴ اول سدهٴ دهم ميزيسته است. كتاب مسلماً مقدم بر سال 950 است. ولي ممكن است داراي يك سرمشق بيزانسي بوده كه تاريخش به سدههاي چهارم تا ششم ميرسيده است.
سنّت آن كتاب بسيار بغرنج و جالب است و در نسخههاي خطي عبري و كتابهاي عربي كه به خط عبري نوشته شده نقل گرديده است. حتي يك ترجمهٴ قديم اسلاوي هم دارد. ترجمهٴ عربي اثر ذكريا بن سعيد يماني است كه در زماني نامعلوم ميزيسته (سدهٴ دهم تا سيزدهم، سدهٴ يازدهم؟). يك متن عربي كه اندكي با عبري فرق دارد، شايد در سدهٴ چهاردهم به حبشي ترجمه شد و در آن زبان مقبوليتي يافت، چندانكه بالغ بر دوازده نسخهٴ خطي حبشي از آن در كتابخانههاي اروپا موجود است.
يوسفبن موسي كِلتي
كلتي (با كاف مفتوح يا مكسور)، نيز معروف به يواني (يعني يوناني)، كه نبايد او را با يوسف بن داود يواني (چهاردهم ـ1) اشتباه كرد.
فيلسوف و رياضيدان يهودي يوناني كه در اواخر سدهٴ چهاردهم و اوايل سدهٴ پانزدهم ميزيست. گزارشي از ارغنون اوسط را بهصورت فصول بقراط تهيه كرده به نام
تحفهٴ يهودا، كه در شش بخش است: ايساغوجي، قاطيغورياس، باري ارمينياس، سوفسطيقا، بوطيقا. او كتابش را به يهودا بن يعقوببن عطار تلمودي اهدا كرده كه احتمالاً در اواخر قرن در اسپانيا ميزيسته است.
شرحي هم بر رياضيات ابنعزرا (دوازدهم ـ1) نوشت.
د. اسلام
1. غرناطه
ابنعَبّاد
ابوعبدالله محمدبن ابراهيمبن عباد نَفَزي رُندي، صوفي مسلمان اندلسي از فرقهٴ شاذلي(1332ـ1390م/733ـ792 ه ق)
ابنعباد در سال 1332 در رُندهٴ اندلس زاده شد و در همان شهر تحصيل كرد. از خانوادهٴ معروفي بود، كه در سدهٴ يازدهم بر اشبيليه فرمان ميراند (سلسلهٴ بنيعباد 1023ـ1091).
پدرش ابراهيم فقيه و خطيب بود و عمش عبدالله فارِسي قاضي رُنده بود. ابنعباد تحصيلات ديني خود را در فاس، تلمسان، سلا و طنجه به اتمام رساند. نخست در سلا و سپس در فاس مقيم شد، به مقام امام و خطيب منصوب گرديد و به شدت مورد توجه ابوالعباس سلطان مريني(1374ـ1384) بود. در سال 1390 در فاس از دنيا رفت و در جوار بابالفتوح مدفون گرديد.